
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:15 توسط مریم
|

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 21:33 توسط مریم
|

اینم میخواستم بگم که برخلاف انتظارهاتو وب من محسن بهترین بازیگر ترانه شد نه سیاوش.
به هیچکس هم اجازه نمی دم بهش توهین کند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:49 توسط مریم
|

محسن رفت:
باورم نمیشه که یه عده انقدر راحت با اعتبار محسن بازی کردند. اونم فقط به خاطر اینکه ترانه گرفته بود مدیرای محترم می خواستند این برنامه هم بگیره. اما تو این مدت همه به محسن اذیت کردند و ازش ایراد گرفتند. انگار که از اول خودشون بی عیب بودند. در اخذ هم تو یه جلسه همون مدیرای محترم تصمیم گرفتند محسن بره بهتره. اخه این انصافه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تنها دلخوشیه من اینه که محسن گفت میره اما بر میگرده. برمیگرده مطمئنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:16 توسط مریم
|

+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:54 توسط مریم
|

+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:42 توسط مریم
|

سلام.
بچه ها من چیزهای زیادی در باره قبولی محسن شنیدم اما نمیدونم کدوم راسته کدوم دروغ؟ شما اگه میدونین به منم بگین.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 20:57 توسط مریم
|

امروز خانم گودرزی در مصاحبه با بانی فیلم گفته که در ابتدا قرار بوده شخصت فرخنده هم بعد از مرگ مادر جون بمیره که بعد تصمیم گرفتند این اتفاق نیفته. می گفت پایان این سریال می تونست خیلی بهتر باشه اگه وقت بیشتری داشتند. همچنین گفته که این سریال پایان خوبی نداشته. دوست هم داشته صحنه ی برگشت پویا و بهرام بعد از فهمیدن حقیقت به سمت لیلا و فرخنده جوندارتر باشه. دیگه هم دوست نداره اینجور کارهای روتین رو تجربه کنه.


+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:10 توسط مریم
|

ذوق زدگی هفته
شبکه ۳ در ذوق زدگی کامل محسن افشانی را مجری برنامه ی قبل از افطار کرد. شبکه ۳ که طی این سالها همیشه بهترین مجری خود را قبل از افطار انتخاب و برنامه ویژه خود را به او می سپرد امسال در اقدامی احساسی این مسولیت را به بازیگر گل کرده ترانه مادری یعنی محسن افشانی سپرد. پسرکی که دیدنش به عنوان تک مجری یک برنامه ی زنده ویئه ی بزرگسالان در یکی از بهترین ساعات همه را متعجب کرد. بخصوص که افشانی با ان سن و سال کم قرار است در این برنامه روبروی میهمانی بزرگتر از خودش بنیشیند و از انان سوالات مختلف بپرسد. ضعف افشانی در اداره ی این برنامه در همین ۲ شب به شدت مشخص بود و احتمالا در شب های اینده بیشتر هم به رخ کشیده خواهد شد. این نقل قول از بانی فیلمه من که نمی دونم چی بگم؟ این نقد جای حرفی نذاشته جز اینکه من بازم از محسن دفاع می کنم. 
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 20:41 توسط مریم
|

من عاشق این ۲ تا صحنه ام 








+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:1 توسط مریم
|

سلام ۳ روز پیش که کیوانو دوباره تو برنامه کودک شبکه ۲ دیدم با خودم گفتم عمرا اگه محسن درباره به
برنامه های کودک و نوجوان تلوزیون برگرده.
اما محسن برگشت اما نه به برنامه ی کودک بلکه به یه اجرای بزرگونه.
در هر صورت فقط امیدوارم به نحو احسنت از پسش بر بیاد.


+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:38 توسط مریم
|


اینم یه عکس از سفر بخیر
+
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 12:35 توسط مریم
|

سلام محسنو دیشب تو برنامه ی سفر بخیر دیدین؟
نمی دونم متوجه شدین چقدر بزرگ شده بود یا نه؟ اگه نشدین قیافه ی دیشبشو با سلام بهار مقایسه
کنین اونوقت متوچه میشین.
اما حتما متوجه دلرحمی سیاوش هم شدین {البته این به این معنا نیست که محسن دل رحم نیست}
اما محسن
همه جوره هواتو داریم اگه تو هم قول بدی ی که یهو هوایی نشی.
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:29 توسط مریم
|

+
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 20:16 توسط مریم
|

نقدی طنز بر فیلم جذاب ترانه مادری!!!!
نام : ترانه مادری
شخصیت شناسی:
1-پویا:18 یا19ساله.دانشجوی ترم اولی. پسرعمه بهرام. عاشق پیشه و احساساتی!!! سرکاری(1)
2-بهرام : همسن پویا. دانشجوی ترم اولی. پسردایی پویا. بچه تهران. مرفه و مستقل و مسخره!!! سرکاری(2)
3-فرهاد :همسن پویا و بهرام .دانشجوی ترم اولی!! سرکاری(3)
4-نغمه:مثلا همسن پویا و بهرام وفرهاد. دانشجوی ترم اولی. سنگین و رنگین!!! سرکاری(4)

1- به نظر شما نویسنده برای یاددادن چه نکته ای سکانس فوق را در فیلم جای داده است؟؟
الف) این که پسرهای 17ـ18 ساله چقدر خل وچلند!!!
ب) عشق و عاشقی سن وسال نمی شناسد!!!
ج) دانشگاه محل شکوفایی استعدادهای نشکفته ی جوانان ایرانی ست!
د) خواستگاری باید با تقدیم یک هدیه آغاز شود…..
2- به نظر شما بهرام و پویا که آخر فیلم مشخص می شود برادرند چرا اصلا به هم شبیه نیستند؟
الف)اشکال ژنتیکی وجود داشته است!!!
ب) پیام فیلم مهم است و بقیه موارد ممکن است در هر فیلم ایرانی یا هندی پیش بیاید.
ج) برای رد گم کنی!!
د)انتخاب بازیگران فیلم دچار کم بینی مفرط بوده است!!!
3- به نظر شما کارگردان با ساخت این فیلم نامه شعور مخاطب را در چه حدی فرض نموده است؟
الف) درحد یک نخود
ب) درحد شعور یک بز ماده.
ج) در حدشعور یک بز نر(عمق فاجعه دراین گزینه نسبت به گزینه بالایی بیشتر است!!)
د) کارگردان مخاطب را بی شعور فرض نموده است!!
4ـ به نظر شما بهرام و پویا در چه رشته ای و در چه دانشگاهی قبول شده اند که تعداد ورودی های ترم اولی در آن فقط 15 نفراست؟(این سوال با توجه به تعداد دانشجویان موجود در سکانسهای دانشگاه طرح شده است.)
الف) سیم کشی تلفنهای بی سیم ـ واحد دوقوز آباد کرج
ب) برق زیر شاخه ی سه فاز عشقولانه – واحد گوشتال تپه ی شهریار
ج) عمران زیر شاخه ی آبادانی و توسعه روابط عشقولانه – امیرآباد یزدان شهر بومهن
5- به نظر شما در این سریال کارگردان چگونه تصویری از دانشگاه ارائه می کند؟
الف) تصویر خیلی بی تربیتی ای!!!
ب) بنگاه همسریابی.
ج) دقیقا محل تحصیل و کسب علم.
د) تیمارستان.
6- به نظر شما پویا چرا عاشق نغمه شده است؟؟
الف) چون بقیه دخترهای کلاسشان همه دوست پسر دارند ولی نغمه تابلو بازی در نمیاورد!!!
ب) چون در متن فیلم نامه بوده است!!
ج) چون کله اش بوی قورمه سبزی می دهد!
د) چون فکر می کند همین ترم اولی باید یک فکری بردارد وگرنه …
7- به نظر شما در سکانس فوق چرا نغمه پس از خواستگاری پویا در اتوموبیل گریه می کند؟
الف) از ابهت عشق اساطیری پویا دلش هری پایین ریخته است!!!
ب) به بدبختی و خاک تو سری خودش!!!
ج) از دست نویسنده که اورا به چه فلاکتی کشانده است!!
د) از شباهت داستان خودش و پویا به لیلی و مجنون اشکش در آمده است!!!
8- به نظر شما این فیلم در چه ژانری ساخته شده است؟؟
الف) تخیلی – عشقولانه!
ب) وحشت ـ تخیلی!!
ج) حماسی – پروانه ای!
د) سرکاری!!!
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 19:28 توسط مریم
|

+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:0 توسط مریم
|

به خدا یه اسمونم واسه پر گرفتن تو تا ابد به جون می گیرم سختی پریدن تو
ای تو الهام ترانه پر بکش توی وجودم بشکن این سرد سکوتو خو بگیر با اشیونم
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 20:24 توسط مریم
|

سلام امروز مصاحبه ي "محسن"با مجله ي "كانون خانواده"رو براتون ميذارم چه حسي داري از اينكه در يك كار پر ببيننده حضور داري؟ خوشحالم از اينكه در كنار پيشكسوتان ببازي مي كنم با يك گروه خوب آقايان سهيلي زاده-بهبهاني نيا-محمدي مهام-حمزاه اي-و خانم ها :روستا-گودرزي-لاكاني.آقاي حكيمي-عمراني-و حاتمي كه خيلي همه خوب هستند فكر مي كردي كه كار پر بيننده شود؟ بله از كجا؟ وقتي تعريف كردند كه قراراست چه اتفاقي بيفتد حس كردم چون خودم دوست دارم بقيه هم حتما دوست دارند. نترسيدي كه در يك كار روتين وشبانه بازي ميكني و اينكه ممكن است به تكرار بيفتي؟ نه اصلا پيشنهاد جديد داري؟ از طرف خانم درخشنده و برومند پيشنهاد داشتم ولي هنوز چيزي قطعي نشدهاست. فكر نمي كني در سريال هاي شبانه باقي بماني؟ قطعا اينطوري نمي ماند.تعدد شخصيت ها ان قدر بالاست كه مطمئنا شايد در 100 تا يكي اينطور باشد وممكن است اينجا كه پويانظري هستس در سريال دهمي هم پويا نظري تكرارشود كه من فكر نمي كنم اينطوري باشد. پويا چه شخصيتي داشت كه پذيرفتي نقش اورا بازي كني؟ من خيلي دوست داشتم اين نقش را بازي كنم چون پذيرفتنش دست من نبود وكار اولم هم بود.از اول قرار اين بود كه نقش پويا را بازي كنم.وقتي از طرف آقاي حاتمي -بهبهاني نياو سهيلي زاده توضيح داده شد كه چنين شخصيتي هست و بهرام هم به همراهش است به خاطراينكه فوق العاده با شخصيت من فرق داشت دوست داشتم آن را بازي كنم . اگر غير از اين هم بود بازي ميكردم اما خيلي دوست داشتمكه محسن از شور و حال100 به صفر برسدسربه زير و بچه درسخوان بشود و تغيير كند و اين نوع بودن رو هم امتحان كند. شما در شبكه جام جم هم برنامه "بوم سفيد"رو داشتي كه اكتيو و پر تحرك بودي؟ بله.در شبكه يك هم سلام بهار را داشتم كه همين طوري بود و مردم هم توقع داشتند كه همان محسن پر شرو شورديده شود. خودتان كار هنري رااز كجا شروع كرديد؟ 4 سال پيش تئاتر را از "فرهنگسراي سالمند"شروع كردم.با شاهد پيوند و عليرضا زردوشان.در فرهنگسراي فجر با حسن مصطفوي.در خانه هنرهاي ايراني با پرستار و عباس رنجبر و افتخار اين را داشتم كه 2 جلسه سر كلاسهاي آقاي پسياني بروم.ولي اجازه حضور به من ندادند واز كلاس بيرونم كردند آن هم به خاطر اينكه ظرفيت كلاس پر شده بود)(من شيطان نبودم!)چون آخرين نفري بودم كه ثبت نام كرده بودماولين نفري بودم كه مجبور به ترك كلاس شد از آنجا چند كار تئاتر كردم با آقايان :داخ.حسين مسافرآستانه و نادر رجب پور كه پرفرمنس بود. گفتي كه آتيلا پسياني تو را از كلاس هايش بيرون انداخت حالا اگر در كاري با او همكار شويدر برخورد اول به او چه مي گويي؟ "ميگويم :من همون شاگردت بودم كه من رو از كلاست بيرون انداختي!" جالب است بدانيد كه آقاي دژاكامكه نقش پدر من رابازي مي كنند يكي از تئاتر هاي من رو رد كردند و روزي كه آمدم اينجا و نگاهشان كردم ايشان را شناختم.وقتي گفتند قراراست نقش پدرت را بازي كنندمن هم به شوخي گفتم بازي نمي كنم و به آقاي دژاكام گفتم:يادت هست كه تئاتر من را رد كردي؟ولي اين تنها يك شوخي بود واز بازي در كنار ايشان لذت بردم. عرصه ي ورودت به تلوزيون اجرا بود و حالا بازي ميكني به نظرت كداميك سخت تر است و كداميك برايت ارجحيت دارد؟ اجرا سخت تر است و بازيگري دوست داشتني تر. حالا كه شناخته تر شدي اگر پيشنهاد بازي بدهند باز هم قبول ميكني؟ هنوز تصميم نگرفته ام ولي قطعا فعلا اين كار را انجام نمي دهم. سكانسي كه خيلي به دل خودت نشست كدام بوده؟ جايي كه با پدرم زير آلاچيق دعوا مي كنم و اربا بهرام كه با هم حرف مي زنيم و گريه مي كنيمو يك جا هم دعوا با مادرم كه مي گويم :مامان من ازت شاكي ام. هدفت رو براي آينده مشخص كرده اي؟ بله .مسلما تا 5-6 سال ديگر اين كار را انجام ميدهم و بعد منحصرا به سراغ درس خودم ميروم.رشته من رياضي فيزيك است. امسال هم در كنكور شركت كردم و بارتبه ي 8912 قبول شدم و چيزي كه مد نظرم است رسته ي مكانيك حرارت سيالات است .{۴-۵ سال شده ۵-۶ سال خدا کنه بیشتر نشه با هر مصاحبه} راستي تا حالا عاشق شدي؟ نه بابا.زوده(به قول خودم:ای جااااااان) كلام آخر؟ ...بابا دوستدارم.مامان عاشقتم.آبجي هواتو دارم.
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 20:47 توسط مریم
|

پس با مصاحبه ی جدید محسن تو مجله ی "کانون خانواده" گفته و تو وب من و فائزه ی گلم هست
جواب همه ی اون افرادی که ادعاهای بی خود داشتند داده شد .پس دیگه کسی از این حرفها بزند که {من دوستشم و ..................} خودشو مسخره کرده{ البته منظورم از نوع دختر بود}.
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 20:42 توسط مریم
|
