تبليغاتX
کلبه دلتنگییهای محسن

مصاحبه محسن افشانی رو با مجله سینمای امروز :

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 19:53 توسط مریم |

داشتم یه مصاحبه به نسبت قدیمی از کیوان میخوندم کلی حرصم در اومد.

میدونین به محسن چی گفته:

محسن افشانی:یه پسر خوب به نسبت موفق در حد خودش چون اینده رو نگاه نمیکنه.

اخه این حرفه که زده؟ ادم عصبی میشه.نه؟

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 19:31 توسط مریم |

سلام.

خوبین؟از این تاخیر طولانی واقعا عذر میخوام.

اما با چند تا عکس از محسن اومدم:

داداش خودمی!

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 19:15 توسط مریم |

IMG0270369.jpg

اینم یه عکس از محسن.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 15:54 توسط مریم |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comسلاممممممممممم بعد یه مدت طولانی.

بچه ها محسن داره تو یه تله فیلم به نام "خانم سوپراستار" در ژانر وحشت و همین طور کار فخیم زاده 

به اسم "بازپرس" بازی میکنه.

بی صبرانه منتظرشییییییییییییییییییییییییم.بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

ولی بچه ها من دیروز کلی دلم گرفته بود.

یادتون که نرفته پارسال همین موقع ها ................. سلام بهار

محسن   کیوان                 نوجوانی

وای دلم یه ذره شده براشون.

میدونم که دیگه اون دوران تکرار نمیشه. محسن که دیگه حسابی بزرگ شده و قیاقش مردونه شده.

شایدم دیگه خودش دوست نداشته باشه به اون احساس قشنگ نوجوونی برگرده.

کی میدونه ؟ اما کاش میشد که اون روزا دوباره تکرار بشه. نه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 15:52 توسط مریم |

سلاااااااام

سال نوی همه مبارک.

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تولد محسن جوووووون مبارک.

اینم عیدی من به شما:

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 18:11 توسط مریم |

محسن افشاني و مهدي صارمي (عموباربد)

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 22:6 توسط مریم |

محسن افشانی نه شبیه پویای ترانه مادری است و نه شبیه ساعد فیلم ضامن. او یک هنرمند نوجوان خوش اخلاق و دوست داشتنی است که همیشه در برخورد با اطرافیانش لبخند بر لب دارد و در کمال احترام و ادب رفتار میکند.



شنیدیم امروز بازدید رفته بودی درسته؟


بله. من عضو گروهی به نام خانه ی پیشکسوتان هنر به سرپرستی خانوم شهره لرستانی هستم که بنده را قابل دانستند و در بازدیدهایی که از مراکزی مثل آسایشگاه معلولین٬سالمندان٬ شیرخوارگاه و ...دارند از من دعوت میکنند که به همراه هنرمندان به این جور مراکز سر میزنیم. خیلی هم خوشحالم که عضو این گروه هستم امروز هم از بازدید یکی از همین مراکز می آیم.



گفته بودی که به تازگی قرارداد کار جدیدی بستی اجراست یا بازیگری؟


به دلایلی از وادی اجرا خداحافظی کردم و قرارداد بازی در یک سریال را بستم.
 

چرا؟ علت خاصی داره؟

به هر حال یک سری شرایط باعث شده٬ من با اجرا معرفی شدم و با بازیگری میخواهم ادامه بدم.



بعد از ترانه مادری هم در مصاحبه هاست گفته بودی میخواهی با اجرا خداحافظی کنی اما مجری برنامه ی ماه محبوب شدی!

تصمیم من قطعی بود اما پیشنهاد اجرای ماه محبوب از جانب آقای پورمحمدی مدیر شبکه ی سوم بود و باید میپذیرفتم.



خب حالا از نقشت در سریالی که قرار هست بازی کنی بگو...

یک سریال بیست قسمتی با عنوان "حادثه در بزرگراه" به کارگردانی آقای معیریان است که حدود یک سال من سر این کار خواهم بود و دوست گلم پیمان ابدی کار اکشن سریال را بر عهده دارد. من حسام٬ پسر آقای حسین یاری که سرهنگ هستند را بازی میکنم. درمورد نقشم بیشتر از این نمیتوانم حرف بزنم.



پس از اجرای ماه محبوب تا زمانی که این کار پیشنهاد شد و قرارداد بستی مشغول چه کاری بودی؟

یک سری اجراهای صحنه ای داشتم و مدیریت یک مجموعه ی فرهنگی به اسم "گلچین لاله" را بر عهده گرفتم که آخر هفته ها آنجا هستم و در رستوران سنتی اش برنامه اجرا میکنم.



به اجرا بیشتر علاقه داری یا بازیگری؟

من به هر دو کار علاقه دارم! به این خاطر که فکر میکنم در هر دوی این کارها تا حدودی موفق بوده ام.



در همین مقوله ی اجرا با جوانی به نام کیوان ساکت همکار شدی هنوز با او در ارتباط هستی؟ این سوال بسیاری از خوانندگان مجله است.

اتفاقا چند شب پیش مهمان برنامه بودند و دیدمش.او هم درگیر شده و قرارداد یک سریال بسته.بنابراین خیلی فرصت رفت و آمد نداریم اما از همدیگر بی خبر هم نیستیم.





با سیاوش خیرابی چه طور؟

بله در ارتباطیم.اتفاقا سر فیلمبرداری یک تله فیلم است دیروز تماس گرفتم با صدای آهسته گفت سر ضبطم (با خنده)



قضیه ی قبولی در کنکور و دانشگاهت به کجا کشید؟

در کنکور سراسری شیمی قبول شدم و در آزاد مکانیک. که به دلیل علاقه ام به مکانیک از ترم بهمن سرکلاس میرم.



برنامه ی محسن افشانی برای آینده اش چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟

بازیگری برای من یک تفریحه و فکر میکنم تا چهار / پنج سال دیگر چند تا کار خوب انجام میدهم و بعد در اوج کنار میروم.



اما تا چند سال دیگر کلی تجربه کسب کردی و میتوانی در کارت موفق تر باشی!؟

نه دیگه کافیه. چرا آدم یک عالمه در یک کار غرق بشه که دل کندن ازش سخت بشه!



بزرگترین آرزوی محسن افشانی در زندگی؟

خوشحالی پدر و مادرم.



راستی چند تا خواهر برادر داری؟

یک خواهر که از خودم بزرگتره و مترجمی زبان انگلیسی خونده.



رابطه تون با هم چطوره؟

خیلی خیلی خوب. چون من سال ۲۰۰۵ تافل گرفتم خیلی وقت ها میخواهیم حرفی بزنیم که کسی متوجه نشود با هم انگلیسی صحبت میکنیم.



پس از تافلت خیلی استفاده میکنی؟

بله.اتفاقا در جام جم یک برنامه داشتیم که در آن به شهرهای مختلف سفر میکردیم و من به زبان انگلیسی با توریست ها صحبت میکردم و برای ببیننده ها ترجمه میکردم.این کار را خیلی دوست داشتم.



شهرت محدودیت نمی آورد؟

به نظر من محدودیت نمی آورد و من خیلی هم راحت هستم و مردم را خیلی دوست دارم اما اگر منظورتان این است که رفتارم را کنترل کنم به نظر من ربطی به محدودیت ندارد. به شخصیت خودم برمیگردد. چون وقتی مردم یک بازیگر را میبینند توقع دارند رفتار خوب و منطقی از آن شخص ببینند٬ این را حتما عنوان کنید که من مردم را خیلی دوست دارم.



مگر اتفاقی افتاده؟

خیلی ها که شماره تلفنم را پیدا میکنند پیامک میدهند که چرا مغروری اما به خدا این طور نیست من عاشق مردم هستم و دوستشان دارم.



تا به حال پیش آمده که با کس دیگری اشتباه بگیرنت؟

اتفاقا همین امروز که بازدید رفته بودیم یک نفر به من گفت: خوبین آقای خیرابی؟ از آقای افشانی چه خبر؟ (با خنده) اما محمد رضا غفاری را که دیدم گفت: میدونی ما شبیه هم هستیم؟ گفتم بله. اتفاقا یک عده از من میپرسند تو در فیلم "رویای خیس" بازی میکردی؟



راستی اگر کار طنز پیشنهاد شود بازی میکنی؟

بدم نمی آید یکی دو کار طنز انجام بدهم اما دوست ندارم مثل بعضی بازیگران که در این کار ماندند و کار دیگری رو تجربه نمیکنند باشم.اتفاقا جواد رضویان قرار است برای ایام عید یک سریال بسازد و از من خواسته در آن بازی کنم.



اتفاقا چون خوش خنده هستی و همیشه لبخند به لب داری میتوانی از عهده اش بر بیایی.

تو رو خدا بنویسید این مطالب رو...چون خیلی از همسن و سالهای من از من دلگیر هستند و میگویند من خودم رو میگیرم و اخم میکنم.



راستی چند سال است گواهینامه گرفتی؟

۱۸ اردیبهشت ۸۶ گرفتم.



تصادف هم کردی؟

چند باری...(میخندد)



با اتومبیل چه طور؟

من اولش یک رنو داشتم که تصادف کردم. بعد پژو ۲۰۶ نقره ای خریدم باز هم تصادف کردم حالا هم ۲۰۶ سفید دارم یکی دو جاش هم جای تصادف مونده.



جریمه هم شدی؟

خیلی زیاد (البته با عرض شرمندگی) فقط به خاطر سرعت زیاد وگرنه کمربند ایمنی رو میبندم.پشت فرمان با تلفن هم زیاد صحبت نمیکنم.



با وجود این خوش اخلاقی ات عصبانی هم میشوی؟

من خیلی عصبانی نمیشوم٬ اصولا فروردینی ها زیاد عصبانی نمیشوند و سعی میکنند همه چیز را به در قندان بزنند (با خنده)



آخرین بار چه زمانی گریه کردی؟

من پدربزرگی داشتم که خیلی دوستش داشتم. اولین بار که مصاحبه ام در یک نشریه چاپ شد چون پدربزرگم منزل ما بود خواستم مصاحبه و عکسم را به اون نشان بدهم که وقتی رسیدم منزل دیدم فوت شدند.همانجا گریه ام گرفت.



بیشتر شبیه پدرت هستی یا مادرت؟

فرم صورتم شبیه پدرمه٬ اما رنگ چشم هایم شبیه پدربزرگمه.



اسمت رو چه کسی انتخاب کرده؟

پدر و مادرم به اتفاق انتخاب کردند.



به نوشتن علاقه داری؟

گاهی اوقات٬ بیشتر به یک سری جملات علاقه دارم.



میتوانی مثال بزنی؟

بله. مثلا این جمله را خیلی دوست دارم " من و تو وقتی با همیم دو نفریم٬ اما من و تو وقتی از هم جدا میشویم چهار نفریم. تو و تنهائیات من و خاطره هات.



به نگارش فیلمنامه علاقه داری؟

بیشتر به فیلمسازی علاقه دارم و ایده ی بزرگی در ذهنم دارم البته زمانی که کار تئاتر میکردم نمایشنامه ها رو خودم مینوشتم کارگردانی هم میکردم.

هنوزم به کار تئاتر علاقه داری؟

حیف که فرصت نمیشه وگرنه خیلی دوست دارم اما خب نمایش زیاد میبینم.



سینما چه طور؟

هر فیلم جدیدی بیاید میروم میبینم. آخرین فیلمی هم که دیدم فیلم "دعوت" آقای حاتمی کیا بود.



وقتی سینما تاریکه وارد میشوی؟

نه٬ اما یا صبح ها اولین سانس را میروم و یا سانس های آخر شب.



به چه فیلم هایی علاقه داری؟

ژانر وحشت٬ اما حیف که در ایران چنین فیلم هایی ساخته نمیشود.



به چه نوع کتاب هایی علاقه داری؟

به نوشته های احمد شاملو٬ سهراب سپهری و حمید مصدق.در کل کتاب هایی که با احساسات من بازی کنه.



مگه این شاعرانی که نام بردی با احساسات تو بازی می کنند؟

ببین به نظر من خیلی نوشته هاشون زیباست. من وقتی یک نثر مسجع میخونم حالم دگرگون میشه و از خودم میپرسم چرا ما از این نوشته ها استفاده نمیکنیم؟!



میتونم همین حالا بخوام جیب هات رو خالی کنی؟

بله٬ شماره ی چند تا از هنرمندا که امروز ازشون گرفتم٬ کنداکتور برنامه هام٬ گوشی موبایل ( ۳ عدد!)٬ سوئیچ ماشین٬ لواشک که همین الان میخوام بخورم و به شما نمیدم٬ پول و گواهینامه.



و در آخر...

دلم میخواد بگم اگه فرصت کردید به آسایشگاه های سالمندان سر بزنید. چون باعث میشود که قدر سلامتی خودتان را بدانید. باز هم تکرار میکنم که من مردم کشورم را دوست دارم به همسن و سال هایم که به من لطف دارند و مرا دوست دارند میگویم هوای مامان باباتون رو داشته

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 20:53 توسط مریم |

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 15:2 توسط مریم |

بچه ها حنانه شهشهانی رو یادتونه که محسن گفته بود ازش کوچکتره ؟

متولد ۴ اسفند ۶۸ است.

نظرش در مورد محسن:پسر خوب و شیطون و با انرژی.

در مورد سیاوش:نظری ندارم

چرا فقط در مورد محسن نظر داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:33 توسط مریم |

سلام

حتما محسن رو تو فیلم ضامن ببینید.

اون دختره بیتا سحرخیز هم توشه.

فردا شب ساعت ۸.

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 20:3 توسط مریم |

سلام سلام سلام سلام

واقعا از این تاخیرم عذر میخوام خیلی درگیر درس و دانشگاه شدم.Broken Heart

از محسن هم که خبر جدیدی ندارم فعلا  این عکسهارو داشته باشین تا بعدSpray I Love You  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 19:0 توسط مریم |

محسن افشانی و سیاوش خیرابی
 
کاش محسن همین طوری مونده بود.

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:19 توسط مریم |

258426e.gif

 

سلام .

محسن خداییش پایه است ها. همه جا میره.

فکر کنم جشنواره ی تاتر و کودک هم که تو اصفهان هست میره.

الان هم که تو جشنواره کودک و ایمنی حمل و نقل است.دیگه زیادی بزرگ شده.

 

 

 

به به انگار خیلی با هم اخت شدند.

خب حالا اگه بیتا سحر خیز و با فاطیما مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که....................

که تعادل کلا{به قول فردوسی پور} چیز خوبیه. نه؟

در ضمن این اقای افشانی فقط کلاما بلده از هواداراش تشکر کنه در عمل هیچ کاری واسمون نمیکنه.

فکر کنم یادش رفته هیچ هنرمندی بدون هواداراش معنی ندارد.

من مطمئنم اون تموم وب های مارو خونده چون یکی تو سن و سال خودمونه.

اما یه نظر خشک و خالی هم نداده

پس این یعنی..........................

نمیدونم  چی بگم بیاین باهم یه تصمیم درست بگیریم .ها نظرتون چیه؟

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:16 توسط مریم |

497733de2j4y67s2.gif

سلام  محسن رو دیدن؟

اومده بود تو ماه محبوب و میگفت یه سورپرایز داره.

شنیدم میخواد تو فیلم مجید صالحی بازی کنه.امیدوارم موفق باشه

 

 دانشگاه هم که نرفت  گذاشته واسه سال بعد.

سیاوش هم که اومده بود حسینیه ارشاد ماشاالله چه قدر هم پر کار شده۲  تا تله ۱ سریال لابد بعدش

هم سینمایی.

همه بعد از ترانه توفیق نصیبشون شد جز محسن که یه کم  بد اورد.

انشاالله اونم پله های ترقی رو تند تر طی کنه.

 فیلم مرد مجهول سیاوش هم که جمعه ساعت ۳۰/۵ پخش میشه.

 

همتونو دوست دارم. چون دانشگاها باز شده شاید کمتر بیام.

شماها  که حتما منو می بخشین نه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:34 توسط مریم |

اینارو دیدین؟

اینم جشن رمضان شبکه ۵

محسن داره امضاش  میکنه یعنی کی امضاشو خریده؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 8:15 توسط مریم |

 

 

 دست نوشته محسن

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 21:0 توسط مریم |

 439758h831qlcl8s.gif

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو


کسی نیادتو زندگیش بشینه زیر سایه شو


بهش بگه دوسش داره خیلی بد زمونمون


خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون..

 

این شعر و یه دوست خوب یعنی مینا جون برام گذاشته بود منم به یاد محسن تو وب گذاشتم.

 


+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 20:19 توسط مریم |

1111378c8d5l5st54.gif

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:15 توسط مریم |

  00020116.gif

اینو به یاد اون روزا که از نعمت دیدن سلام بهار محروم نشده بودیم گذاشتم.اخی مکعتارو ببینین.

یادش به خیر.

 

اینام به یاد ترانه550422iuv8tgsqnr.gif

 

      11_6_206.gif

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

* * *

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 21:33 توسط مریم |

اینم میخواستم بگم که برخلاف انتظارهاتو وب من محسن بهترین بازیگر ترانه شد نه سیاوش.

به هیچکس هم اجازه نمی دم بهش توهین کند.

 چون حقش نیست.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir00020116.gif

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:49 توسط مریم |

محسن رفت:

باورم نمیشه که یه عده انقدر راحت با اعتبار محسن بازی کردند.

اونم فقط به خاطر اینکه ترانه گرفته بود مدیرای محترم می خواستند این برنامه هم بگیره.

اما تو این مدت همه به محسن اذیت کردند و ازش ایراد گرفتند. انگار که از اول خودشون بی عیب بودند.

در اخذ هم تو یه جلسه همون مدیرای محترم تصمیم گرفتند محسن بره بهتره.

 

اخه این انصافه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تنها دلخوشیه من اینه که محسن گفت میره اما بر میگرده.

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

برمیگرده مطمئنم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:16 توسط مریم |

بیتا سحرخیز

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

این عکس رو گذاشتم هرچند که از صاحبش خیلی بدم میاد.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:54 توسط مریم |

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:42 توسط مریم |

سلام.

بچه ها من چیزهای زیادی در باره قبولی محسن شنیدم اما نمیدونم کدوم راسته کدوم دروغ؟

شما اگه میدونین به منم بگین.

www.hamtaraneh.com

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 20:57 توسط مریم |

محسن افشانی در حضور ریاست سازمان صدا و سیما

امروز خانم گودرزی در مصاحبه با بانی فیلم گفته که در ابتدا قرار بوده شخصت فرخنده هم بعد از مرگ

 مادر جون بمیره که بعد تصمیم گرفتند این اتفاق نیفته.

می گفت پایان این سریال می تونست خیلی بهتر باشه اگه وقت بیشتری داشتند.

همچنین گفته که این سریال پایان خوبی نداشته.

دوست هم داشته صحنه ی برگشت پویا و بهرام بعد از فهمیدن حقیقت به سمت لیلا

 و فرخنده جوندارتر باشه.

دیگه هم دوست نداره اینجور کارهای روتین رو تجربه کنه.

36_3_19.gif

 

2

 

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:10 توسط مریم |

ذوق زدگی هفته

شبکه ۳ در ذوق زدگی کامل محسن افشانی را مجری برنامه ی قبل از افطار کرد.

شبکه ۳ که طی این سالها همیشه بهترین مجری خود را قبل از افطار انتخاب و

برنامه ویژه  خود را به او می سپرد  امسال در اقدامی احساسی این مسولیت را به

بازیگر گل کرده ترانه مادری یعنی محسن افشانی سپرد.

پسرکی که دیدنش به عنوان تک مجری یک برنامه ی زنده ویئه ی بزرگسالان در یکی

از بهترین ساعات  همه را متعجب کرد.

بخصوص که افشانی با ان سن و سال کم قرار است در این برنامه روبروی میهمانی

بزرگتر از خودش بنیشیند و از انان سوالات مختلف بپرسد.

ضعف افشانی در اداره ی این برنامه در همین ۲ شب به شدت مشخص بود و احتمالا

 در شب های اینده بیشتر هم به رخ کشیده خواهد شد.

این نقل قول از بانی فیلمه من که نمی دونم چی بگم؟

این نقد جای حرفی نذاشته جز اینکه من بازم از محسن دفاع می کنم.

i65889965_2681

 

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 20:41 توسط مریم |

من عاشق  این ۲ تا صحنه ام

 

greenstars.gifloveshower.gifcheerleader3.gif2uge4p4.gifgreenstars.gifloveshower.gifcheerleader3.gif2uge4p4.gif

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:1 توسط مریم |

سلام ۳ روز پیش که کیوانو دوباره تو برنامه کودک شبکه ۲ دیدم با خودم گفتم عمرا اگه محسن درباره به

 برنامه های کودک و نوجوان تلوزیون برگرده.

اما محسن برگشت اما نه به برنامه ی کودک بلکه به یه اجرای بزرگونه.

در هر صورت فقط امیدوارم به نحو احسنت از پسش بر بیاد.459830qyqjkq81to.gif459830qyqjkq81to.gif

78967ilzkxxjski.gif

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:38 توسط مریم |

اینم یه عکس از سفر بخیر

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 12:35 توسط مریم |